الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٥ - رأى كسائى
تنافر ندارد بخلاف صورتى كه معطوف عليه منصوب و معطوف مرفوع باشد.
و امّا در مسئله دوّم چون خبر بين متعاطفين فاصله شده لاجرم تنافر و عدم تشاكل لفظى آندو با هم مانعى نداشته و موجب عدم جواز نمىگردد.
رأى كسائى
كسائى مىگويد:
نه در مسئله اوّل و نه در مسئله دوّم خفاء اعراب معطوف عليه شرط نبوده بلكه مىتوان بر اسم انّ اسم ديگرى را مرفوعا عطف نمود چه قبل از استكمال خبر و چه بعد از آن، اعمّ از آنكه اعراب اسم انّ (معطوف عليه) مخفى بوده يا ظاهر باشد.
مصنّف گويد:
مؤيّد كلام كسائى آنستكه در هيچيك از موارد عطف بر لفظ شرط مذكور در كلام فراء معتبر نيست و بهر تقدير فرّاء و كسائى در اين معنا با هم متّفقند كه قبل از مجيئ خبر عطف بر اسم مرفوعا جايز است اگر چه فرّاء براى صحّت اين عطف شرطى قائل شده كه كسائى آنرا نپذيرفته و دليل ايشان بر صحّت رفع و جواز آن قبل از استكمال خبر دو امر است:
١- فرموده حقتعالى: انّ الّذين آمنوا و الّذين هادوا و الصّائبون ( محقّقا كسانيكه ايمان آورده و آنانكه هدايت شدند و گروهى كه از دينى بدين ديگر متمايل گرديدهاند ...)
شاهد در « و الّذين» و « الصّائبون » است كه معطوف بر محلّ « الّذين » بوده فلذا مرفوعا آمدهاند.
٢- قول اهل لسان كه مىگويند: انّك و زيد ذاهبان (بدرستيكه تو و زيد رفتيد).
شاهد در « زيد » است كه بمحلّ « كاف » عطف شده از اينرو مرفوعا ذكر گرديده.